حوالی خورشید
کو آن کسی که به جنگل دمی خطر بکندبه کوره راه حوادث رود، سفر بکند
زمان توپ و تفنگ است لیک جرأت کوقلم به دست بگیرد، کمی کمر بکند
کو آن کسی که لبش واکند به حرف زدنگپ درست زند، اندکی ضرر بکند
کو آن کسی که بجنبد به مثل شیر ژیانگلوی خوف بدرد، و دفع شر بکند
شکوه هندو کش و خشم کندهار کجاست؟که دشمنان قسم خورده در به در بکند
کجاست رستم دستان سیستان دلمکه دیو بندد و تا قافها سفر بکند
کو آن کسی که شود آفتاب ساحل ابرو شام های فراگیر ما سحر بکند
قسم به صولت پامیر و هیبت بابابمیرد آنکه نگه بندد و حذر بکند
نمی شود به خدا مام میهنم تسخیرسدای نالهی او تا خدا خبر بکند
کجا ک
برچسب: غزل,برتر,مشاعرهٔ,سرخ,۱۳۹۶,
نویسنده: سینا طاهری
تاريخ: جمعه
27 مرداد
1396 ساعت: 14:50